تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٦
اما در حقيقت چنين است كه آنها به منافع خويش مىنگرند «اگر سهمى به آنها داده شود راضيند و خوشحال» «فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا» و تو را مجرى عدالت مىدانند هر چند استحقاق نداشته باشند.
«اما اگر چيزى از آن به آنها داده نشود خشمگين مىشوند» «وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ» و تو را متهم به بىعدالتى مىكنند.
***
«ولى اگر آنها به حق خود راضى باشند و به آنچه خدا و پيامبرش در اختيار آنها گذارده رضايت دهند و بگويند: همين براى ما كافى است و اگر هم نياز بيشترى داريم خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله از فضل خود به زودى به ما مىبخشند، ما تنها رضاى او را مىطلبيم و از او مىخواهيم كه ما را از اموال مردم بىنياز سازد، اگر آنها چنين كنند به سود آنها است» «وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ».
آيا در جوامع اسلامى امروز چنين كسانى يافت نمىشوند؟
آيا همه مردم به حق مشروع خود قانعند؟ و هر كس تنها به مقدار حقش به آنها بدهد او را عدالتپيشه مىدانند؟
مسلماً جواب اين سؤالها منفى است، با نهايت تأسف، هنوز بسيارند كسانى كه مقياس سنجش حق و عدالت را منافع شخصى خويش مىپندارند، و به حقوق خويش قانع نيستند، و اگر كسى بخواهد همه را- مخصوصاً محرومان را- به حق مشروعشان برساند، داد و فريادشان بلند مىشود.
بنابراين، لزومى ندارد براى شناخت منافقان صفحات تاريخ را ورق بزنيم يك نگاه به اطراف خود و حتى نگاهى به خودمان بكنيم مىتوانيم وضع خود و ديگران را دريابيم.
***