تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩١
تعبير به «أَعْظَمُ دَرَجَةً» نشان مىدهد كه هر دو طرف «مقايسه» عمل خوبى هستند، اگر چه يكى از ديگرى برتر بوده است.
ولى جواب اين سخن روشن است؛ زيرا افعل تفضيل (صفت تفضيلى) غالباً در مواردى به كار مىرود كه يك طرف مقايسه واجد فضيلت است، و طرف ديگر «صفر» مىباشد.
مثلًا بسيار شده است كه مىگويند: «دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن است»، مفهوم اين سخن آن نيست كه «هرگز به مقصد نرسيدن و تصادف كردن و نابودى» چيز خوبى است، ولى «دير رسيدن» از آن بهتر است.
يا اين كه در قرآن مىخوانيم: وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ: «صلح از جنگ بهتر است» «١» معنى اين جمله آن نيست كه جنگ چيز خوبى است.
و يا اين كه مىخوانيم: وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ: «بنده با ايمان از بتپرست بهتر است» «٢» آيا بتپرست خير و فضيلتى دارد؟
و در همين سوره «توبه»، آيه ١٠٨ مىخوانيم: لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيْهِ: «مسجدى كه اساس آن از روز نخست بر پايه تقوا گذارده شده است (از مسجد ضرار همان مسجدى كه منافقان براى ايجاد تفرقه ساخته بودند) براى عبادت شايستهتر است».
با اين كه مىدانيم عبادت در مسجد ضرار هيچ گونه شايستگى ندارد و نظير اين تعبيرات در قرآن و كلمات عرب و ساير زبانها فراوان است.
از مجموع آنچه گفته شد، نتيجه مىگيريم: روايت «نعمان بن بشير» چون بر خلاف محتواى قرآن است، بايد كنار گذارده شود، و آنچه با ظاهر آيات مىسازد، همان حديث مشهورى است كه در آغاز بحث تحت عنوان شأن نزول بيان