تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢
شده تا اين تصوّر پيش نيايد كه آنچه درباره سرنوشت مشركان ميدان «بدر» و سرانجام شوم آنها گذشت، يك حكم استثنائى و اختصاصى بوده است، بلكه اين اعمال از هر كس در گذشته سر زده، و يا در آينده سر زند، چنان نتايجى به بار خواهد آورد.
نخست مىفرمايد: «چگونگى حال مشركان قريش همانند دودمان فرعون و آنها كه پيش از او بودند مىباشد» «كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ».
«همانها كه آيات خدا را انكار كردند و خداوند آنها را به گناهانشان گرفت» «كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ».
«زيرا خداوند قوى و با قدرت است و كيفر او نيز سخت و شديد است» «إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ شَديدُ الْعِقابِ».
بنابراين، تنها قريش، مشركان و بتپرستان «مكّه» نبودند كه با انكار آيات الهى و لجاجت در برابر حق و درگيرى با رهبران راستين انسانيت، گرفتار كيفر گناهانشان شدند، اين يك قانون جاودانى است كه اقوام نيرومندتر و قوىتر همچون فرعونيان، و اقوام ضعيفتر را نيز در بر مىگيرد.
***
آنگاه، اين موضوع را با ذكر ريشه اساسى مسأله، روشنتر مىسازد و مىگويد: «اينها همه به خاطر آن است كه برنامه خداوند اين نيست كه هر نعمت و موهبتى را به قوم و ملتى ببخشد آن را دگرگون سازد مگر اين كه آنها وضع درونى و روحى خود را دگرگون سازند و تغيير دهند و خداوند شنوا و داناست» «ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ».
به تعبير ديگر، فيض رحمت خدا بىكران، عمومى و همگانى است ولى به