تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٤
٤٩ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرينَ
ترجمه:
٤٩- بعضى از آنها مىگويند: «به ما اجازه ده (تا در جهاد شركت نكنيم) و ما را به گناه نيفكن»! آگاه باشيد آنها (هم اكنون) در گناه سقوط كردهاند؛ و جهنم كافران را احاطه كرده است!
شأن نزول:
گروهى از مفسران نقل كردهاند: هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مسلمانان را آماد ه «جنگ تبوك» مىساخت و دعوت به حركت مىكرد يكى از رؤساى طايفه «بنىسَلمَة» به نام «جَدّ بن قَيْس» كه در صف منافقان بود خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده، عرض كرد:
اگر اجازه دهى من در اين ميدان جنگ حاضر نشوم؛ زيرا علاقه شديدى به زنان دارم، مخصوصاً اگر چشمم به دختران رومى بيفتد، ممكن است دل از دست بدهم، مفتون آنها شوم! و دست از كارزار بكشم! پيامبر صلى الله عليه و آله به او اجازه داد.
در اين موقع، آيه فوق نازل شد و عمل آن شخص را محكوم ساخت، پيامبر صلى الله عليه و آله رو به گروهى از «بنىسَلمَه» كرد.
گفت: بزرگ شما كيست؟
گفتند: «جدّ بن قَيس»، ولى او مرد بخيل و ترسوئى است.
فرمود: چه دردى بدتر از درد بخل.