تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥
هر گاه بخواهند، بتوانند با آن اجناس مورد نظر خويش را فراهم سازند، اينجا بود كه مسأله اختراع «پول» مطرح شد.
پيدايش «نقره» و از آن مهمتر «طلا» به اين فكر تحقق بخشيد و اين دو فلز به ترتيب پول ارزان قيمت و گرانقيمت را تشكيل دادند و به وسيله آنها گردش معاملات رونق بيشتر و چشمگيرترى پيدا كرد.
بنابراين، فلسفه اصلى پول، همان گردش كاملتر و سريعتر چرخهاى مبادلات اقتصادى است، و آنها كه پول را به صورت «گنجينه» پنهان مىكنند، نه تنها موجب ركود اقتصادى و زيان به منافع جامعه مىشوند كه عمل آنها درست بر ضد فلسفه پيدايش پول است.
آيه فوق صريحاً ثروتاندوزى و گنجينهسازى اموال را تحريم كرده است و به مسلمانان دستور مىدهد: اموال خويش را در راه خدا، و در طريق بهرهگيرى بندگان خدا به كار اندازند، و از اندوختن، ذخيره كردن و خارج ساختن از گردش معاملات به شدت بپرهيزند، در غير اين صورت، بايد منتظر عذاب دردناكى باشند.
اين عذاب دردناك تنها كيفر شديد روز رستاخيز نيست بلكه مجازاتهاى سخت اين دنيا را- كه بر اثر به هم خوردن موازنه اقتصادى و پيدايش اختلافات طبقاتى دامان فقير و غنى را مىگيرد- نيز شامل مىشود.
اگر در گذشته مردم دنيا به اهميت اين دستور اسلامى درست آشنا نبودند امروز، ما به خوبى مىتوانيم به آن پى ببريم؛ زيرا نابسامانىهائى كه دامن بشر را، بر اثر ثروتاندوزى گروهى خود خواه و بىخبر، گرفته و به شكل آشوبها، جنگها و خونريزىها ظاهر مىشود، بر هيچ كس پوشيده نيست.
***