تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٧
و يا اشاره به ممانعتهائى است كه بعد از انجام مراسم حج و عمره نسبت به مؤمنان به عمل مىآوردند.
عجيب اين كه: اين مشركان آلوده، خود را صاحب اختيار و سرپرست اين كانون بزرگ عبادت مىپنداشتند، ولى قرآن اضافه مىكند: «آنها هرگز سرپرستان اين مركز مقدس نبودند» «وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ».
هر چند خود را متوليان و صاحبان اختيار خانه خدا مىپنداشتند، «تنها كسانى حق اين سرپرستى را دارند كه موحد و پرهيزكار باشند» «إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ».
«ولى غالب آنها از اين واقعيت بىخبرند» «وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ».
گر چه اين حكم درباره مسجدالحرام گفته شده است، ولى در واقع شامل همه كانونهاى دينى، مساجد و مراكز مذهبى مىشود. «متوليان» و «متصديان» آنها بايد از پاكترين، پرهيزكارترين و فعالترين مردم باشند كه اين كانونها را پاك، زنده، مركز تعليم، تربيت، بيدارى و آگاهى قرار دهند، نه مشتى افراد كثيف، وابسته، خود فروخته و آلوده، كه اين مراكز را تبديل به «دكه تجارتى» و «مركز تخدير افكار» و «بيگانگى از حق» سازند.
به عقيده ما اگر مسلمانان همين دستور اسلامى را درباره مساجد و كانونهاى مذهبى اجرا مىكردند امروز جوامع اسلامى شكل ديگرى داشت.
***
عجيبتر اين كه آنها مدعى بودند نماز و عبادتى دارند و به كارهاى احمقانه خود، نعرهزدنها و كفزدنهاى در اطراف خانه خدا، نام نماز مىگذاشتند، بدين رو قرآن اضافه مىكند: «نماز آنها در كنار خانه كعبه، چيزى جز سوت كشيدن و كف زدن نبود» «وَ ما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَ تَصْدِيَةً».