تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
گفتند: اطلاعى از اين موضوع نداريم.
فرمود: هر روز چند شتر براى غذا مىكشند؟
گفتند: نُه تا ده شتر.
فرمود: جمعيت آنها از نهصد تا هزار نفر است (هر شتر خوراك يكصد مرد جنگى).
محيط، محيطِ رعبآور و به راستى وحشتناكى بود، لشكر قريش كه با ساز و برگ جنگى فراوان و نيرو و غذاى كافى و حتى زنان خواننده و نوازنده براى تهييج يا سرگرمى لشكر قدم به ميدان گذارده بودند، خود را با حريفى رو به روى مىديدند كه باورشان نمىآمد، با آن شرائط قدم به ميدان جنگ بگذارند.
پيامبر صلى الله عليه و آله كه مىديد يارانش ممكن است، از وحشت شب به آرامى نخوابند، و روز و فردا با جسم و روحى خسته در برابر دشمن قرار بگيرند، طبق يك وعده الهى به آنها فرمود:
غم مخوريد اگر نفراتتان كم است، جمع عظيمى از فرشتگان آسمان به كمك شما خواهند شتافت، و آنها را كاملًا دلدارى داده به پيروزى نهائى كه وعده الهى بود، مطمئن ساخت به طورى كه آنها شب را به آرامى خوابيدند.
مشكل ديگرى كه جنگجويان از آن وحشت داشتند، وضع ميدان «بدر» بود كه از شنهاى نرم- كه پاها در آن فرو مىرفت- پوشيده بود، در آن شب باران جالبى باريد، هم توانستند با آب آن وضو بسازند، خود را شستشو و صفا دهند و هم زمين زير پاى آنها سفت و محكم شد، و عجب اين كه اين رگبار در سمت دشمن به طورى شديد بود كه آنها را ناراحت ساخت.
خبر تازهاى كه به وسيله گزارشگران مخفى- كه از لشكر اسلام شبانه به كنار اردوگاه دشمن آمده بودند- دريافت شد و به سرعت در ميان مسلمانان انعكاس