تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
و يا آيه اول را بر يك حكم مستحب و آيه دوم را بر يك حكم واجب حمل كنند.
يعنى اگر تعداد دشمنان حداكثر دو برابر تعداد مسلمانان باشد وظيفه دارند از ميدان جهاد عقبنشينى نكنند، اما اگر بيش از دو برابر باشد تا ده برابر مىتوانند از جهاد خوددارى كنند، اما بهتر آن است كه باز هم دست از جهاد بر ندارند.
ولى جمعى از مفسران را عقيده بر اين است كه: اختلاف ظاهرى بين دو آيه، نه دليل بر نسخ است و نه دليل بر استحباب، بلكه هر يك از اين دو حكم، مورد معينى دارد.
به هنگامى كه مسلمانان گرفتار ضعف و سستى شوند و در ميان آنها افراد تازه كار، نا آزموده و ساخته نشده بوده باشند، مقياس سنجش همان نسبت دو برابر است.
ولى به هنگامى كه افراد، ساخته شده، ورزيده و قوى الايمان- همانند بسيارى از رزمندگان «بدر»- بوده باشند اين نسبت تا ده برابر ترقى مىكند.
بنابراين، دو حكم مذكور در دو آيه، مربوط به دو گروه مختلف و در شرائط متفاوت است، و به اين ترتيب نسخى در اينجا وجود ندارد و اگر مىبينيم در بعضى از روايات، تعبير به نسخ شده است، بايد توجه داشته باشيم كه نسخ در لسان روايات مفهوم وسيعى دارد كه «تخصيص» را هم شامل مىشود.
***
٢- افسانه موازنه قوا
آيات فوق- به هر صورت- اين حكم مسلّم را در بر دارد كه مسلمانان هرگز نبايد در انتظار موازنه ظاهرى قوا با دشمن بنشينند، بلكه گاهى با دو برابر