تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩
سپس اضافه مىكند: «از اين دوازده ماه چهار ماه، ماه حرام است» «مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ» كه هر گونه جنگ و نبرد در آن حرام است.
بعضى از مفسران تحريم جنگ در اين چهار ماه را از زمان «ابراهيم خليل» عليه السلام مىدانند كه در عصر جاهليت عرب نيز به عنوان يك سنت به قوت خود باقى بود، هر چند آنها طبق اميال و هوسهاى خود گاهى جاى اين ماهها را تغيير مىدادند.
ولى در اسلام همواره ثابت و لا يتغير است كه سه ماه آن پشت سر هم «ذىالقعده»، «ذىالحجه» و «محرم» و يك ماه جدا است و آن ماه «رجب» است و به قول عربها سه ماه «سَرْد» (يعنى پشت سر هم) و يك ماه «فَرْد» است.
ذكر اين نكته لازم است كه: تحريم جنگ در اين ماهها در صورتى است كه جنگ از ناحيه دشمن به مسلمانان تحميل نشود.
اما در صورت تحميل، بدون شك مسلمانان بايد به پا خيزند و دست روى دست نگذارند؛ زيرا احترام ماه حرام از ناحيه آنان نقض نشده، بلكه از ناحيه دشمن نقض گرديده است. «١»
آنگاه براى تأكيد مىگويد: «اين آئين، ثابت، پا بر جا و تغييرناپذير است» «ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ» نه رسم نادرستى كه در ميان عرب بود، كه با ميل و هوس خويش آنها را جابه جا مىكردند.
از پارهاى از روايات «٢» استفاده مىشود تحريم جنگ در اين چهار ماه علاوه بر آئين ابراهيم عليه السلام در آئين يهود، مسيح و ساير آئينهاى آسمانى نيز بوده است و جمله «ذلِكَ الدِّيْنُ الْقَيِّمُ» ممكن است اشاره به اين نكته نيز بوده باشد، يعنى از