تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
عملى توأم با ايمان به خدا و توحيد نبوده باشد در پيشگاه خدا قبول نيست.
قرآن كراراً روى اين مسأله تكيه كرده است كه: شرط پذيرش اعمال صالح ايمان است، حتى اگر عمل از روى ايمان سرزند و بعد از مدتى شخص عمل كننده، راه كفر را در پيش گيرد عمل او «حَبْط»، نابود و بىاثر مىشود. «١»
پس از ذكر عدم قبول انفاقهاى مالى آنها، به وضع عبادات آنان اشاره كرده، مىگويد: «آنها نماز را به جا نمىآورند مگر از روى كسالت و با ناراحتى و سنگينى» «وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالى».
همان گونه كه «انفاق نمىكنند مگر از روى كراهت و اجبار» «وَ لا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَ هُمْ كارِهُونَ».
در حقيقت به دو دليل انفاقهاى آنها پذيرفته نمىشود:
يكى به دليل آن كه از روى كفر و عدم ايمان سر مىزند.
و ديگر اين كه: از روى كراهت و اجبار است.
همچنين به دو علت نماز آنها پذيرفته نيست:
نخست به علت كفر.
و ديگر به خاطر آن كه از روى كسالت و كراهت انجام مىگيرد.
جملههاى بالا در عين اين كه: وضع منافقان را از نظر عدم نتيجهگيرى از اعمالشان تشريح مىكند، در حقيقت نشانه ديگرى از نشانههاى آنها را بيان مىكند، و آن اين كه:
مؤمنان واقعى را از نشاطى كه به هنگام عبادت دارند و از ميل و رغبتى كه نسبت به اعمال نيك نشان مىدهند و مخلصانه به دنبال آن مىشتابند به خوبى مىتوان شناخت.