تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
و در آيه بعد، به خاطر اهميت فوقالعاده موضوع، همين مطلب با شرح، تأكيد و تهديد بيشترى بيان مىشود، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مىفرمايد:
«به آنها بگو: اگر پدران، و فرزندان، و برادران، و همسران، و عشيره و قبيله شما، و اموال و سرمايههائى كه جمعآورى كردهايد، و تجارتى كه از كساد آن بيم داريد و مساكن مرفهى كه مورد رضايت و علاقه شما است، در نظرتان محبوبتر از خدا و پيامبر او و جهاد در راهش مىباشد، در انتظار باشيد تا مجازات و كيفر شديدى از ناحيه خدا بر شما نازل گردد» «قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ».
و از آنجا كه ترجيح اين امور بر رضاى خدا و جهاد، يك نوع نافرمانبردارى و فسق آشكار است و دلباختگان زرق و برق زندگى مادى، شايستگى هدايت الهى را ندارند در پايان آيه اضافه مىكند: «خداوند گروه فاسقان را هدايت نمىكند» «وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ».
در تفسير «على بن ابراهيم قمى» چنين نقل شده: لَمَّا أَذَّنَ أَمِيْرُ الْمُؤْمِنِيْنَ أَنْ لا يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ مُشْرِكٌ بَعْدَ ذلِكَ جَزِعَتْ قُرَيْشٌ جَزَعاً شَدِيْداً وَ قالُوا ذَهَبَتْ تِجارَتُنا، وَ ضاعَتْ عِيالُنا، وَ خَرِبَتْ دُورُنا، فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِى ذلِكَ قُلْ (يا مُحَمَّدُ) انْ كانَ آبائُكُمْ ...:
«هنگامى كه امير مؤمنان على عليه السلام (در مراسم حج) اعلام كرد كه بعد از اين هيچ مشركى حق ورود به مسجدالحرام را ندارد فرياد (مؤمنان) قريش برخاست و گفتند تجارت ما از ميان رفت، خانوادههاى ما ضايع شد، و خانههايمان ويران