تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣
شأن نزول:
در شأن نزول آيات فوق، روايات مختلفى در كتب اهل سنت و شيعه نقل شده است، كه از ميان آنها آنچه صحيحتر به نظر مىرسد، ذيلًا مىآوريم.
دانشمند معروف اهل سنت «حاكم ابوالقاسم حسكانى» از «بُرَيدَة» نقل مىكند: «شَيْبَه» و «عباس» هر كدام بر ديگرى افتخار مىكردند و در اين باره مشغول به سخن بودند كه على عليه السلام از كنار آنها گذشت، پرسيد:
به چه چيز افتخار مىكنيد؟
«عباس» گفت: امتيازى به من داده شده كه احدى ندارد، و آن مسأله آب دادن به حجاج خانه خدا است.
«شيبه» گفت: من تعمير كننده مسجدالحرام (و كليد دار خانه كعبه) هستم.
على عليه السلام گفت: با اين كه از شما حيا مىكنم بايد بگويم با اين سن كم افتخارى دارم كه شما نداريد، آنها پرسيدند: كدام افتخار؟!
فرمود: من با شمشير جهاد كردم تا شما ايمان به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله آورديد.
«عباس» خشمناك برخاست و دامنكشان به سراغ پيامبر صلى الله عليه و آله آمد (و به عنوان شكايت) گفت:
آيا نمىبينى على عليه السلام چگونه با من سخن مىگويد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: على عليه السلام را صدا كنيد، هنگامى كه به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، فرمود:
چرا اين گونه با عمويت (عباس) سخن گفتى؟
على عليه السلام عرض كرد: اى رسول خدا! اگر من او را ناراحت ساختم با بيان حقيقتى بوده است، در برابر گفتار حق هر كس مىخواهد ناراحت شود، و هر كس مىخواهد خشنود!