تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧
يك عالم و دانشمند مىگويد كه نخست در مسير حق بود، آن چنان كه هيچ كس فكر نمىكرد، روزى منحرف شود.
اما سرانجام دنياپرستى و پيروى از هواى نفس چنان به سقوطش كشانيد كه در صف گمراهان و پيروان شيطان قرار گرفت.
از بسيارى از روايات و كلمات مفسران استفاده مىشود: منظور از اين شخص، مردى به نام «بلعم باعورا» بوده است كه در عصر موسى عليه السلام زندگى مىكرده و از دانشمندان و علماى مشهور بنىاسرائيل محسوب مىشده، و حتى موسى عليه السلام از وجود او به عنوان يك مبلغ نيرومند استفاده مىكرده، و كارش در اين راه آن قدر بالا گرفت، كه دعايش در پيشگاه خدا به اجابت مىرسيد.
ولى بر اثر تمايل به فرعون و وعد و وعيدهاى او از راه حق منحرف شد و همه مقامات خود را از دست داد، تا آنجا كه در صف مخالفان موسى عليه السلام قرار گرفت. «١»- «٢»
اما اين كه بعضى احتمال دادهاند، مراد شخص «امية بن ابى صلت» همان شاعر معروف زمان جاهليت است كه نخست بر اثر آگاهى از كتب آسمانى پيشين در انتظار ظهور آخرين پيامبر بود، ولى كم، كم به اين فكر فرو رفت كه ممكن است خودش پيامبر باشد و به همين دليل پس از بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نسبت به او حسد ورزيد و بناى مخالفت را گذاشت. «٣»
و يا اين كه منظور «ابوعامر» راهب معروف است كه در زمان جاهليت، مردم را نويد به ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىداد، اما پس از ظهور پيامبر، راه