تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٣
فرزند ما نظر كرده بت است! و امثال اين گونه بحثها.
و به طور كلى نقش آفرينش پروردگار را ناديده مىگيرند، و علت اصلى اين موهبت را تنها عوامل طبيعى و يا معبودهاى خرافى مىشمرند. «١»
قرقرائنى در آيات فوق وجود دارد كه نشان مىدهد با تفسير دوم سازگارتر و مفهومتر است؛ زيرا:
اولًا- تعبيرات آيه حال همسرانى را بازگو مىكند، كه قبلًا در جامعهاى مىزيستهاند و تولد فرزندان صالح و ناصالح را با چشم خود ديده بودند، لذا از خداى خود، فرزندانى از گروه اول تقاضا مىكردند، و اگر آيات مربوط به آدم عليه السلام و حوا باشد، هنوز فرزندى براى آنها به وجود نيامده و هنوز صالح و ناصالح وجود نداشت كه آنها از خداى خود فرزند صالح بخواهند.
ثانياً- ضمائرى كه در آخر آيه دوم و آيات بعد وجود دارد همه «ضمير جمع» است و اين مىرساند كه منظور از ضمير «تثنيه» اشاره به دو گروه بوده است نه دو شخص.
ثالثاً- آيات بعد نشان مىدهد كه منظور از شرك در اين آيات شرك به معنى بتپرستى است نه محبت فرزند و امثال آنها، و اين موضوع با حضرت آدم عليه السلام و همسرش سازگار نيست.
با توجه به اين قرائن، روشن مىشود آيات فوق پيرامون نوع انسان و گروه «زوج» و «زوجهها» سخن مىگويد.
بنابراين، منظور اين است همسر انسان از نوع و از جنس او است آن چنان كه در آيه ٢١ سوره «روم» مىخوانيم: وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ