تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٦
هم آبادى معنوى از نظر افزايش جمعيت در اطراف خانه خدا!
آيات فوق به اين گونه افكار واهى و بىاساس پاسخ مىگويد، و در نخستين آيه تصريح مىكند:
«مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند، با اين كه صريحاً به كفر خود گواهى مىدهند» «ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ».
گواهى آنها بر كفر خودشان هم از لابلاى سخنانشان آشكار است، و هم از لابلاى اعمالشان و حتى طرز عبادت و مراسم حجشان نيز گواه اين موضوع است.
سپس به دليل و فلسفه اين حكم اشاره كرده، مىفرمايد: «اينها به خاطر نداشتن ايمان، اعمالشان نابود مىشود و بر باد مىرود، و در پيشگاه خدا كمترين وزن و قيمتى ندارد» «أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ».
و به همين دليل، «آنها جاودانه در آتش دوزخ باقى مىمانند» «وَ فِي النَّارِ هُمْ خالِدُونَ».
با اين حال، نه كوششهايشان براى عمران و آبادى مسجدالحرام يا مانند آن ارزشى دارد، و نه انبوه اجتماعشان در اطراف خانه كعبه.
خداوند پاك و منزه است، و خانه او نيز بايد پاك و پاكيزه باشد و دستهاى آلودگان از خانه خدا و مساجد بايد به كلى قطع گردد.
***
در آيه بعد، براى تكميل اين سخن شرايط آباد كنندگان مساجد و كانونهاى پرستش و عبادت را ذكر مىكند، و براى آنها پنج شرط مهم بيان مىدارد، مىفرمايد: «تنها كسانى مساجد خدا را آباد مىسازند كه ايمان به خدا و روز