تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧
اشاره به اين كه از آنها تقليد كردهاند كه: بعضى از خدايان را خداى پدر، و بعضى را خداى پسر و حتى بعضى را خداى مادر و يا همسر مىدانستند.
در ريشه عقائد بتپرستان «هند»، «چين» و «مصر» قديم، اين گونه افكار ديده مىشود كه بعدها به ميان يهود و نصارى رخنه كرده است.
در عصر حاضر گروهى از محققان به فكر افتادهاند كه مندرجات «عهدين» (تورات، انجيل و كتب وابسته به آنها) را با عقائد «بودائيان» و «برهمائيان» مقايسه كرده، ريشههاى محتويات اين كتب را در ميان عقائد آنان جستجو كنند، و قابل ملاحظه اين است كه: بسيارى از معارف «انجيل» و «تورات» با خرافات «بودائيان» و «برهمائيان» تطبيق مىكند، حتى بسيارى از داستانها و حكاياتى كه در «انجيل» موجود است، عين همان است كه در آن دو كيش ديده مىشود.
اگر امروز، محققان به اين فكر افتادهاند، قرآن اين حقيقت را در چهارده قرن پيش در آيه بالا به طور اشاره بيان كرده است.
***
٤- منظور از «قاتَلَهَمُ اللَّهُ»
جمله «قاتَلَهَمُ اللَّهُ» گر چه در اصل به معنى اين است كه خدا با آنها مبارزه كند و يا آنها را بكشد، ولى به طورى كه «طبرسى» در «مجمع البيان» از «ابن عباس» نقل كرده اين جمله كنايه از لعنت است، يعنى خداوند آنها را از رحمت خود به دور دارد. «١»
***