تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٤
كراراً گفتهايم اين گونه تفسيرها و شأن نزولها آيه را منحصر و محدود نمىكند، بلكه منظور اين است شخصى مانند على عليه السلام كه در صف اول مؤمنان قرار دارد نخستين تكيهگاه پيامبر بعد از خدا از ميان مسلمين است هر چند كه ديگر مؤمنان نيز در صفوف بعد يار و ياور پيامبر صلى الله عليه و آله هستند.
***
نكتهها:
١- بعضى از مفسران آيه فوق را تنها اشاره به اختلافات «اوس» و «خزرج» كه از انصار بودند دانستهاند.
ولى با توجه به اين كه مهاجران و انصار هر دو در يك صف به يارى پيغمبر برخاستند روشن مىشود مفهوم آيه يك مفهوم وسيع است.
شايد آنها چنين فكر كردهاند تنها اختلاف در ميان اوس و خزرج بود در حالى كه هزار گونه اختلاف و شكاف اجتماعى ميان طبقه فقير و غنى بوده و آقا، كوچك و بزرگ، اين قبيله و آن قبيله وجود داشت شكافهائى كه در سايه اسلام پر شد و آثار آن برطرف گشت آن چنان كه قرآن در جاى ديگر مىگويد: وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ اذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنَعْمَتِهِ اخْواناً:
«اين نعمت بزرگ خدا را به خاطر داشته باشيد كه شما با هم دشمن بوديد او در ميان دلهايتان الفت ايجاد كرد و در پرتو نعمتش برادر يكدگر شديد». «١»
***
٢- اين قانون تنها مربوط به مسلمانان نخستين نبوده، امروز هم كه اسلام سايه خود را بر سر هشتصد ميليون مسلمان جهان گسترده و از نژادهاى مختلف، اقوام كاملًا متفاوت و گروههاى اجتماعى متنوع پيروانى دارد، هيچ