تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٩
تنها روى يك عادت و تقليد كوركورانه و يا تعصب خشك و بىمنطق به دنبال اين مكتب افتادهاند و اين تاريكى راه و نا آگاهى از هدف و ندانستن پايان كار و نتيجه مبارزه، اعصاب آنها را سست مىكند، و توان و استقامتشان را مىگيرد، و از آنها موجودى ضعيف مىسازد.
***
اما به دنبال دستور سنگين فوق، خداوند آن را چند درجه تخفيف مىدهد، مىفرمايد: «هم اكنون خداوند به شما تخفيف داد و دانست كه در شما ضعفى است» «الآْنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فيكُمْ ضَعْفاً».
سپس مىفرمايد: «در اين حال، اگر از شما صد نفر با استقامت باشند، بر دويست نفر غلبه مىكنند و اگر هزار نفر باشند بر دو هزار نفر به فرمان خدا پيروز مىشوند» «فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ».
ولى در هر حال فراموش نكنيد كه «خداوند با صابران است» «وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ».
***
نكتهها:
١- آيا آيه نخست منسوخ شده؟
همان طور كه مشاهده كرديم، آيه نخست، به مسلمانان دستور مىدهد كه حتى اگر لشگر دشمن ده برابر آنها باشد از مقابله با آنها سرباز نزنند، در حالى كه در آيه دوم نسبت را به دو برابر تنزل داده است.
اين اختلاف ظاهرى سبب شده كه بعضى حكم آيه اول را به وسيله آيه دوم منسوخ بدانند.