تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨
مخالفت را پيش گرفت، «١» هر دو احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد.
زيرا جمله «وَ اتْلُ» و كلمه «نَبَأَ» و جمله «فَاقْصُصِ الْقَصَصَ» نشان مىدهد:
اين جريان مربوط به افراد معاصر پيامبر صلى الله عليه و آله نبوده، بلكه از سرگذشت اقوام پيشين است.
به علاوه، سوره «اعراف» از سورههايى است كه در «مكّه» نازل شده و داستان «ابوعامر راهب» و «امية بن أبى صلت» مربوط به «مدينه» است.
ولى از آنجا كه افرادى همانند «بلعم» در عصر و زمان پيامبر صلى الله عليه و آله همانند «ابوعامر» و «امية بن ابى صلت» وجود داشتهاند، مفهوم آيات بر آنها تطبيق شده است، همان گونه كه بر افراد مشابه او در هر عصر و زمان نيز منطبق خواهد شد و گرنه اصل داستان مربوط به غير «بلعم» نيست.
در تفسير «المنار» از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله چنين نقل شده: مَثَل «بلعم بن باعورا» در بنىاسرائيل همانند «امية بن ابى صلت» در اين امت است. «٢»
همچنين از امام باقر عليه السلام روايت شده كه فرمود: الأَصْلُ فِى ذلِكَ بَلْعَمُ، ثُمَّ ضَرَبَهُ اللَّهُ مَثَلًا لِكُلِّ مُؤْثِرٍ هَواهُ عَلى هُدَى اللَّهِ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ:
«اصل آيه درباره بلعم است، سپس خداوند آن را به عنوان يك مثال درباره كسانى كه هواپرستى را بر خدا پرستى و هدايت الهى در اين امت مقدم بشمرند، بيان كرده». «٣»
اصولًا در جوامع انسانى كمتر خطرى به اندازه خطر دانشمندانى است كه علم و دانش خود را در اختيار فراعنه و جباران عصر خود قرار مىدهند و در اثر