تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦
چه ستمى از اين بالاتر كه سرمايههاى معنوى علوم و دانشهاى خويش را كه مىتوانست باعث سربلندى خود آنها و جامعههايشان گردد در اختيار صاحبان «زر» و «زور» مىگذاردند و به بهاى ناچيز مىفروختند و سرانجام خود و جامعهاى را به سقوط مىكشاندند.
***
اما به هوش باشيد كه رهائى از اين گونه لغزشها و دامهاى شيطانى، بىتوفيق و هدايت الهى ممكن نيست، و دام، بسيار سخت است، مگر يار شود لطف خدا، لذا مىفرمايد: «آن كس را كه خدا هدايت كند و توفيق را رفيق راهش سازد، هدايت يافته واقعى او است» «مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدي».
«آن كس را كه خداوند بر اثر اعمالش به حال خود رها سازد يا وسائل پيروزى و موفقيت در برابر وسوسههاى شيطانى را از او بگيرد، زيانكار واقعى او است» «وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ».
بارها گفتهايم «هدايت» و «اضلال» الهى نه جنبه اجبارى دارد و نه بىدليل و بىحساب است، منظور از اين دو فراهم ساختن زمينههاى هدايت، و يا باز گرفتن اين گونه زمينهها است، آن هم به خاطر اعمال نيك و بدى كه انسان قبلًا انجام داده است، و در هر حال تصميم نهائى با خود انسان است.
بنابراين، آيه فوق با آيات گذشته كه اصل آزادى اراده را تأييد مىكرد كاملًا انطباق دارد و منافاتى در ميان آنها نيست.
***
نكته:
بلعم باعورا دانشمند دنياپرست و منحرف
همان گونه كه ملاحظه كرديد، آيات فوق نامى از كسى نبرده بلكه سخن از