تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥
اعماق ذهنها شايد باقى مانده بود كه چگونه پيامبر صلى الله عليه و آله در خواب چهره ظاهرى آنها را نديد و براى مسلمانان شرح نداد؟
دومين آيه مورد بحث، اشاره به فلسفه اين موضوع، و نعمتى كه خداوند از اين طريق به مسلمانان ارزانى داشت مىكند و مىگويد:
«در آن زمان خداوند در خواب، عدد دشمنان را به تو كم نشان داد و اگر آنها را زياد نشان مىداد مسلماً به سستى مىگرائيديد» «إِذْ يُريكَهُمُ اللَّهُ في مَنامِكَ قَليلًا وَ لَوْ أَراكَهُمْ كَثيراً لَفَشِلْتُمْ».
و نه تنها سست مىشديد بلكه «كارتان به اختلاف مىكشيد، گروهى موافق رفتن به ميدان و گروهى مخالف مىشديد» «وَ لَتَنازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ».
«ولى خداوند شما را از اين سستى و اختلاف كلمه و تنازع و آشفتگى با اين خوابى كه چهره باطنى را نشان مىداد، نه ظاهرى را، رهائى بخشيد و سالم نگه داشت» «وَ لكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ».
چرا كه خداوند از روحيه و باطن همه شما آگاه بود «و او از آنچه در درون سينههاست با خبر است» «إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ».
***
در آيه بعد، مرحله ديگرى از مراحل جنگ «بدر» را يادآور مىشود كه با مرحله قبل تفاوت بسيار دارد، در اين مرحله مسلمانان در پرتو بيانات گرم پيامبر صلى الله عليه و آله، و توجه به وعدههاى الهى، و مشاهده حوادثى از قبيل باران به موقع، براى رفع تشنگى، و سفت شدن شنهاى روان در ميدان نبرد، روحيه تازهاى پيدا كردند و به پيروزى نهائى اميدوار و دلگرم گشتند آن چنان كه انبوه لشكر دشمن در نظر آنها كوچك شد و كم جلوه كرد، لذا مىفرمايد: «و اين نعمت را ياد آوريد كه خداوند آنها را به هنگام آغاز نبرد در نظر شما كم جلوه داد» «وَ إِذْ يُريكُمُوهُمْ