تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٣
و صداى زيادى به پا كرده و بحثها و جدالهائى برانگيخته است!
و اما جلوگيرى كردنشان از راه خدا روشن است؛ زيرا آيات الهى را تحريف مىكردند و يا به خاطر حفظ منافع خويش، مكتوم مىداشتند، بلكه هر كس را مخالف مقام و منافع خود مىديدند، متهم مىساختند، و با تشكيل «محكمههاى تفتيش مذهبى» آنها را به بدترين وجهى محاكمه و به شديدترين وضعى محكوم و مجازات مىنمودند.
به راستى اگر آنها اقدام به چنين كارى نكرده بودند و پيروان خويش را قربانى مطامع و هوسهاى خود نمىساختند، امروز گروههاى زيادترى آئين حق، يعنى اسلام را از جان و دل پذيرفته بودند.
بنابراين، به جرأت مىتوان گفت: گناه ميليونها انسان كه در ظلمت كفر باقى ماندهاند، به گردن آنها است!
هم اكنون نيز دستگاه كليسا و يهود، براى دگرگون ساختن افكار عمومى مردم جهان درباره اسلام، به چه كارهائى كه دست نمىزنند؟! و چه تهمتهاى عجيب و وحشتناكى كه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله روا نمىدارند؟!
اين موضوع به قدرى دامنهدار است كه جمعى از علماى روشنفكر مسيحى صريحاً به آن اعتراف كردهاند كه روش سنتى كليسا در مبارزه ناجوانمردانه با اسلام، يكى از علل بىخبر ماندن غربىها از اين آئين پاك است.
سپس قرآن به تناسب بحث دنياپرستى پيشوايان يهود و نصارى، به ذكر يك قانون كلى در مورد ثروتاندوزان پرداخته، مىگويد: «كسانى كه طلا و نقره را جمعآورى و پنهان مىكنند و در راه خدا انفاق نمىنمايند، آنها را به عذاب دردناكى بشارت ده»! «وَ الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها في سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ».