تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥
يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَميعٌ عَليمٌ». «١»
و اين دستور از اين جهت است كه: بر سر راه آنها همواره وسوسههاى شيطانى در شكل مقام، مال، شهوت و امثال اينها خودنمائى مىكند، و شيطان و شيطانصفتان مىكوشند آنها را از طريق اين وسوسهها از مسيرشان منحرف سازند و از هدفشان باز دارند.
***
در آيه بعد راه غلبه و پيروزى بر وسوسههاى شيطان را، به اين صورت بيان مىكند: «كسانى كه پرهيزگارى را پيشه ساختهاند هنگامى كه وسوسههاى شيطانى، آنها را احاطه مىكند به ياد خدا و نعمتهاى بىپايانش، به ياد عواقب شوم گناه و مجازات دردناك خدا، مىافتند، در اين هنگام ابرهاى تيره و تار وسوسه از اطراف قلب آنها كنار مىرود و راه حق را به روشنى مىبينند و انتخاب مىكنند» «إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ».
«طائِفٌ» به معنى «طواف كننده» است، گويا وسوسههاى شيطانى همچون طواف كنندهاى پيرامون فكر و روح انسان پيوسته گردش مىكنند تا راهى براى نفوذ بيابند، اگر انسان در اين هنگام به ياد خدا و عواقب شوم گناه بيفتد، آنها را از خود دور ساخته و رهائى مىيابد و گرنه سرانجام در برابر اين وسوسهها تسليم مىگردد.
اصولًا هر كس در هر مرحلهاى از ايمان و در هر سن و سال، گهگاه گرفتار وسوسههاى شيطانى مىگردد، و گاه در خود احساس مىكند كه نيروى محرك شديدى در درون جانش آشكار شده و او را به سوى گناه دعوت مىكند.
اين وسوسهها و تحريكها، مسلماً در سنين جوانى بيشتر است، در محيطهاى آلوده، همچون محيطهاى امروز كه خود مراكز فساد در آن فراوان و