تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤
مىشدند». «١»
آنگاه دومين دستور را به اين صورت مىدهد: «مردم را به كارهاى نيك و آنچه را عقل و خرد، شايسته مىشناسد و خداوند آن را نيك معرفى كرده، فرمان ده» «وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ».
اشاره به اين كه ترك سختگيرى مفهومش مجامله كارى نيست، بلكه بايد رهبران و مبلغان همه حقايق را بگويند و مردم را به سوى حق دعوت كنند و چيزى را فروگذار ننمايند.
در مرحله سوم دستور به تحمل و بردبارى در برابر جاهلان داده مىفرمايد:
«از جاهلان روى برگردان و با آنها ستيزه مكن» «وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ».
رهبران و مبلغان در مسير خود با افراد متعصب، لجوج، جاهل و بىخبر، و افرادى كه سطح فكر و اخلاق آنها بسيار پائين است، رو به رو مىشوند، از آنها دشنام مىشنوند، هدف تهمتشان قرار مىگيرند، سنگ در راهشان مىافكنند.
راه پيروزى بر اين مشكل گلاويز شدن با جاهلان نيست، بلكه بهترين راه تحمل و حوصله، ناديده گرفتن و نشنيده گرفتن اين گونه كارها است، و تجربه نشان مىدهد، براى بيدار ساختن جاهلان و خاموش كردن آتش خشم و حسد و تعصبشان، اين بهترين راه است.
***
در آيه بعد، دستور ديگرى مىدهد كه در حقيقت چهارمين وظيفه رهبران و مبلغان را تشكيل مىدهد، مىفرمايد: «اگر وسوسههاى شيطانى، متوجه تو شد، به خدا پناه ببر، خود را به او بسپار، و از لطفش مدد بخواه؛ زيرا او سخن تو را مىشنود، از اسرار درونت آگاه و از وسوسههاى شياطين با خبر است» «وَ إِمَّا