تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
نه تنها من، «او همه صالحان و شايستگان را حمايت و سرپرستى مىكند و مشمول لطف و عنايتش قرار مىدهد» «وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحينَ».
***
آنگاه بار ديگر بر دلائل بطلان بتپرستى تأكيد كرده، مىفرمايد:
«معبودهائى را كه غير از خدا مىخوانيد كارى از آنها ساخته نيست، نمىتوانند شما را يارى كنند و نه خودشان را» «وَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطيعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ».
***
و از اين بالاتر «اگر از آنها هدايت خويشتن را در مشكلات بخواهيد، آنها حتى حرف شما را نمىشنوند»! «وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا».
و حتى با چشمهاى مصنوعيشان كه دارند، «گويا به تو نگاه مىكنند، ولى در حقيقت نمىبينند» «وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ».
چنان كه سابقاً هم اشاره كرديم، آيه اخير ممكن است اشاره به «بتها» يا «بتپرستان» باشد، در صورت اول، مفهومش همان است كه گفته شد، و در صورت دوم تفسيرش چنين است:
اگر شما مسلمانها اين بتپرستان و مشركان لجوج را به راه صحيح توحيد دعوت نمائيد، از شما نمىپذيرند آنها با چشمهاى خود به سوى تو مىنگرند و نشانههاى صدق و درستى را در تو مشاهده مىكنند، اما واقعيتها را نمىبينند.
مضمون دو آيه اخير در آيات گذشته نيز آمده بود، و اين تكرار به خاطر تأكيد هر چه بيشتر روى مسأله مبارزه با بتپرستى و ريشهكن كردن نفوذ آن در روح و فكر مشركان از طريق تلقين مكرر است.
***