تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩
كمك شما دارند و براى دفاع از موجوديت خود، نيازمند به حمايت هستند، نه چشم بينا، نه گوش شنوا و نه هيچ احساس ديگرى در آنها وجود ندارد.
سرانجام در پايان آيه ضمن تعبير ديگرى كه در حكم چهارمين استدلال است مىگويد: «بگو اى پيامبر! اين معبودهائى را كه شما شريك خدا قرار دادهايد بر ضد من بخوانيد و همگى دست به دست هم دهيد و براى من تا آنجا كه مىتوانيد نقشه بكشيد و در اين كار هيچ گونه تأخير روا مداريد، ببينيم با اين حال كارى از همه شما ساخته است»؟ «قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ».
يعنى، اگر من دروغ مىگويم و آنها مقربان خدا هستند و من به حريم احترامشان جسارت كردهام، پس چرا آنها مرا غضب نمىكنند؟ و نيروى آنها و شما كمترين تأثيرى در وضع من ندارد؟
بنابراين، بدانيد اينها موجودات غير مؤثرى هستند كه توهّمات شما به آنها نيرو بخشيده!
***