تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢
آيه مورد بحث است و چهار مورد ديگر سوره «نساء» آيه يك، سوره «انعام» آيه ٩٨، «لقمان» آيه ٢٨ و «زمر» آيه ٦ مىباشد، كه بعضى از آنها ارتباطى به بحث ما ندارد و بعضى مشابه آيه مورد بحث است.
بنابراين، آيات مورد بحث منحصراً اشاره به آدم عليه السلام و همسر او است.
در اين صورت مسلماً منظور از شرك، پرستش غير خدا و يا اعتقاد به الوهيت غير پروردگار نيست، بلكه ممكن است چيزى از قبيل تمايل انسان به فرزندش بوده باشد، تمايلاتى كه گاهى او را از خداوند غافل مىسازد.
تفسير ديگر اين كه: مراد از واحد، در اينجا «واحد نوعى» است، يعنى خداوند همه شما را از يك نوع آفريد، همان طور كه همسران شما را نيز از جنس شما قرار داد.
در اين صورت اين دو آيه و آيات بعد اشاره به نوع انسانها است كه به هنگام انتظار تولد فرزند، دست به دعا بر مىدارند و از خدا فرزند صالح و شايسته مىخواهند و همانند همه اشخاصى كه خود را در برابر مشكل يا خطرى مىبينند، با اخلاص كامل به درگاه خدا مىروند و با او عهد مىكنند كه پس از بر آمدن حاجات و حل مشكلشان شكرگزار باشند.
اما به هنگامى كه فرزند متولد شد، يا مشكل آنها برطرف گرديد، تمام عهد و پيمانها را به دست فراموشى مىسپارند.
گاه مىگويند: اگر فرزند ما سالم، يا زيبا است، به پدر و مادرش رفته، و قانون وراثت است!
گاه مىگويند: نوع تغذيه ما و شرائط ديگر خوب بوده و چنين محصولى داده!
و گاه به بتهائى كه مورد پرستش آنهاست روى مىآورند و مىگويند: