تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥
موضوع نيز انديشه نكردند كه ممكن است پايان زندگى آنها نزديك شده باشد، اگر امروز ايمان نياورند، و دعوت اين پيامبر را نپذيرند، و قرآنى را كه بر او نازل شده است با اين همه نشانههاى روشن قبول نكنند، به كدام سخن بعد از آن ايمان خواهند آورد»؟ «وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ».
يعنى:
اوّلًا- چنان نيست كه عمر آنها جاودانى باشد، فرصتها به سرعت درگذرند و هيچ كس نمىداند فردا زنده خواهد بود يا نه، پس با اين حال امروز و فردا كردن و مسائل را پشت گوش انداختن هرگز كار عاقلانهاى نيست.
ثانياً- اگر آنها به اين قرآن با اين همه نشانههاى روشنى كه در آن از خداست ايمان نياورند آيا در انتظار كتابى از اين برتر و بالاترند؟
آيا ممكن است به گفتار و سخن و دعوت ديگر ايمان بياورند؟!
همان طور كه مشاهده مىكنيم آيات فوق تمام راههاى فرار را به روى مشركان مىبندد.
از يك طرف آنها را متوجه سابقه عقل و درايت پيامبر صلى الله عليه و آله مىكند تا به اتهام جنون از شنيدن دعوتش فرار نكنند.
از سوى ديگر، متوجه نظام آفرينش و آفريدگار و هدف خلقت مىسازد تا بدانند بيهوده آفريده نشدهاند.
و از سوى سوم، متوجه زودگذر بودن زندگى مىكند تا امروز و فردا نكنند.
و از سوى چهارم، مىگويد: اگر به كتابى به اين روشنى ايمان نياورند، در آينده به هيچ چيزى ايمان نخواهند آورد؛ زيرا از اين بالاتر تصور نمىشود!
***