تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٢
مىترسند كه مىخواهد قلبشان از هم متفرق و متلاشى گردد.
در واقع چون تكيهگاهى در باطن ندارند، همواره گرفتار ترس و وحشتى عظيم هستند و به خاطر همين ترس و وحشت، هيچ گاه آنچه در باطن دارند اظهار نمىكنند، و چون از خدا نمىترسند از همه چيز مىترسند و دائماً در حال وحشت به سر مىبرند، در حالى كه مؤمنان راستين در سايه ايمان آرامش و شهامت خاصى دارند.
***
در آيه بعد، شدت بغض، عداوت و نفرت آنها را از مؤمنان در عبارتى كوتاه، اما بسيار رسا و گويا منعكس مىكند، مىفرمايد: «آنها چنان هستند كه اگر پناهگاهى (همانند يك دژ محكم) بيابند، يا دسترسى به غارهائى در كوهها داشته باشند، يا بتوانند راهى در زير زمين پيدا كنند، با سرعت هر چه بيشتر به سوى آن مىشتابند» «لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَ هُمْ يَجْمَحُونَ» تا از شما دور شوند و بتوانند كينه و عداوت خود را آشكار سازند.
«مَلْجَأ» به معنى پناهگاه است همچون قلعههاى محكم و يا مانند آن.
«مَغارات» جمع «مَغارَه» به معنى «غار» است.
«مُدَّخَل» به معنى راههاى پنهانى است، مانند نقبهائى كه در زير زمين مىزنند و از آن وارد محلى مىشوند.
«يَجْمَحُونَ» از ماده «جِماح» به معنى حركت شتابانه و شديدى است كه هيچ چيز نتواند از آن جلوگيرى كند، همانند حركت اسبهاى سركش و چموش، كه نتوان آنها را متوقف ساخت و به همين جهت چنين اسبى را «جَمُوح» مىگويند.