تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣
داشت، تا مقدار زيادى از شب گذشت، بتپرستان «مكّه» گفتند: انَّ صاحِبُنا قَدْ جُنَّ باتَ لَيْلًا يَصُوتُ الَى الصَّباحِ!:
«رفيق ما ديوانه شده، از شب تا صبح نعره مىكشيد»! در اين موقع آيه فوق نازل شد و به آنها در اين زمينه پاسخ دندان شكنى داد. «١»
با اين كه آيه شأن نزول خاصى دارد، در عين حال چون دعوت به شناخت پيامبر صلى الله عليه و آله و هدف آفرينش و آمادگى براى زندگى ديگر مىكند، با بحثهاى گذشته كه پيرامون «گروه دوزخى و بهشتى» سخن مىگفت، پيوند روشنى دارد.
تفسير:
تهمتها و بهانهها
در اين آيه نخست، خداوند به گفتار بىاساس بتپرستان دائر به جنون پيامبر صلى الله عليه و آله چنين پاسخ مىگويد: «آيا آنها فكر و انديشه خود را به كار نينداختند كه بدانند همنشين آنها (پيامبر) هيچ گونه آثارى از جنون ندارد» «أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ». «٢»
اشاره به اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله شخص ناشناختهاى در ميان آنها نبود و به تعبير خودشان «صاحب» يعنى دوست و همنشينشان محسوب مىشد، بيش از چهل سال در ميان آنها رفت و آمد داشته، و همواره فكر و تدبيرش را ديدهاند و آثار نبوغ را در وى مشاهده كردهاند.
كسى كه قبل از اين دعوت، از عقلاى بزرگ آن جامعه محسوب مىشد،