تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٠
و در آيه بعد مىگويد: اما تو اى پيامبر! به اينها از دو راه پاسخ گوى! پاسخى دندانشكن و منطقى!
نخست «بگو: هيچ حادثهاى براى ما رخ نمىدهد مگر آنچه را كه خداوند براى ما مقرّر داشته است او مولاى ما است» «قُلْ لَنْ يُصيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا» سرپرست حكيم و مهربان ما است و جز خير و صلاح ما را مقدر نمىدارد.
آرى «افراد با ايمان بايد تنها بر خدا توكّل كنند» «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ».
تنها به او عشق مىورزند، از او يارى مىطلبند، سر بر آستان او مىسايند و تكيهگاه و پناهگاهشان كسى جز او نيست.
اين اشتباه بزرگى است كه منافقان گرفتار آن هستند، خيال مىكنند با عقل كوچك و فكر ناتوانشان مىتوانند همه مشكلات و حوادث را پيشبينى كنند و از لطف و رحمت خدا بىنيازند.
آنها نمىدانند كه تمام هستيشان همچون پر كاهى است در برابر يك طوفان عظيم از حوادث، يا همانند قطره كوچك آبى در يك بيابان سوزان، در يك روز تابستان.
اگر لطف الهى يار و مددكار نباشد از انسان ضعيف كارى ساخته نيست.
***
سپس مىافزايد: «و تو اى پيامبر، اين پاسخ را نيز به آنان بگو: آيا درباره ما جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد»؟ «قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ».
يا دشمنان را در هم مىكوبيم و پيروز از ميدان مبارزه باز مىگرديم، و يا كشته مىشويم و شربت شهادت را با افتخار مىنوشيم، هر كدام پيش آيد خوش