تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٥
سپس فرمود: بزرگ شما آن جوان سفيدرو «بِشْر بن بَرّاء» است (كه مردى است پر سخاوت و گشادهروى). «١»
تفسير:
منافقان بهانهتراش
شأن نزول فوق نشان مىدهد: انسان هر گاه بخواهد شانه از زير بار مسئوليتى خالى كند، از هر وسيلهاى براى خود بهانه مىتراشد، همانند بهانهاى كه «جدّ بن قَيس» منافق براى عدم حضور در ميدان جهاد درست كرد، و آن اين كه ممكن است زيبارويان رومى دل او را بربايند، دست از جنگ بكشد و به «اشكال شرعى» گرفتار شود!
گفتار «جَدّ بن قَيس» مرا به ياد گفته يكى از مأموران جبار مىاندازد كه مىگفت: «اگر ما مردم را تحت فشار قرار ندهيم حقوقى كه دريافت مىداريم براى ما شرعاً اشكال دارد». «٢»
يعنى، براى رهائى از اين اشكال بايد ظلم و ستم به خلق خدا كنيم.
به هر حال، قرآن در اينجا روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده و در پاسخ اين گونه بهانهجويان رسوا مىفرمايد:
«بعضى از آنها مىگويند: به ما اجازه ده كه از حضور در ميدان جهاد خوددارى كنيم و ما را مفتون و فريفته (زنان و دختران زيبا روى رومى) مساز»! «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لي وَ لا تَفْتِنِّي».