تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩
٤٦ وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَا عَدُّوا لَهُ عُدَّةً وَ لكِنْ كَرِهَ اللَّهُ انْبِعاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَ قيلَ اقْعُدُوا مَعَ الْقاعِدينَ
٤٧ لَوْ خَرَجُوا فيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَا وْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالظَّالِمينَ
٤٨ لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ كارِهُونَ
ترجمه:
٤٦- اگر آنها (راست مىگفتند، و) اراده داشتند كه (به سوى ميدان جهاد) خارج شوند وسيلهاى براى آن فراهم مىساختند! ولى خدا از حركت آنها كراهت داشت؛ از اين رو (توفيقش را از آنان سلب كرد؛ و) آنها را (از جهاد) باز داشت، و به آنان گفته شد: «با قاعدين (كودكان و پيران و بيماران) بنشينيد»!
٤٧- اگر آنها همراه شما (به سوى ميدان جهاد) خارج مىشدند جز اضطراب و ترديد چيزى بر شما نمىافزودند؛ و به سرعت در بين شما به فتنهانگيزى مىپرداختند؛ و در ميان شما افرادى (سُست) هستند كه به سخنان آنها كاملًا گوش فرا مىدهند؛ و خداوند ظالمان را مىشناسد.
٤٨- آنها پيش از اين (نيز) در پى فتنهانگيزى بودند و كارها را بر تو دگرگون ساختند (و به هم ريختند)؛ تا آن كه حق فرا رسيد و فرمان خدا آشكار گشت (و پيروز شديد) در حالى كه آنها كراهت داشتند.