تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٧
پيامبر صلى الله عليه و آله منافقان را نمىشناخت كه خداوند مىگويد: مىخواستى به آنها اذن ندهى تا وضع آنها بر تو روشن گردد.
پاسخ اين سؤال اين است كه:
اوّلًا- پيامبر صلى الله عليه و آله از طريق علم عادى به وضع اين گروه آشنائى نداشت و علم غيب براى قضاوت درباره موضوعات كافى نيست، بلكه بايد از طريق مدارك عادى وضع آنها روشن گردد.
و ثانياً- هدف تنها اين نبوده كه پيامبر صلى الله عليه و آله بداند بلكه ممكن است هدف اين بوده كه همه مسلمانان آگاه شوند، هر چند روى سخن به پيامبر صلى الله عليه و آله است.
***
آنگاه به شرح يكى از نشانههاى مؤمنان و منافقان پرداخته مىفرمايد: «آنها كه ايمان به خدا و سراى ديگر دارند هيچ گاه براى ترك جهاد با اموال و جانها، از تو اجازه نمىگيرند» «لايَسْتَأْذِنُكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ».
آنها هنگامى كه فرمان جهاد صادر شد بدون تعلل و سستى به دنبال آن مىشتابند و همان ايمان به خدا و مسئوليتهايشان در برابر او، و ايمان به دادگاه رستاخيز آنان را به اين راه دعوت مىكند و راه عذرتراشى و بهانهجوئى را به رويشان مىبندد.
و سرانجام مىفرمايد: «خداوند به خوبى افراد پرهيزكار را مىشناسد و از نيت و اعمال آنها كاملًا آگاه است» «وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالْمُتَّقينَ».
***
در آخرين آيه مورد بحث مىفرمايد: «تنها كسانى از تو براى عدم شركت در ميدان جهاد اجازه مىطلبند كه ايمان به خدا و روز جزا ندارند» «إِنَّما يَسْتَأْذِنُكَ