تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٩
٤١ انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
٤٢ لَوْ كانَ عَرَضاً قَريباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنا لَخَرَجْنا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
ترجمه:
٤١- (همگى به سوى ميدان جهاد) حركت كنيد؛ چه سبكبار باشيد چه سنگين بار؛ و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمائيد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد.
٤٢- (اما گروهى از آنها چنانند كه) اگر غنائمى نزديك (و در دسترس) و سفرى آسان باشد (به طمع دنيا) از تو پيروى مىكنند؛ ولى (اكنون كه براى ميدان تبوك) راه بر آنها دور است (سر باز مىزنند؛) و به زودى به خدا سوگند ياد مىكنند كه: «اگر توانائى داشتيم همراه شما حركت مىكرديم»! (آنها با اين اعمال و اين دروغها در واقع) خود را هلاك مىكنند؛ و خداوند مىداند آنها دروغگو هستند.
تفسير:
تنپروران طمّاع
گفتيم: جنگ «تبوك» يك وضع استثنائى داشت، و توأم با مقدماتى كاملًا مشكل و پيچيده بود. به همين جهت عدهاى از افراد ضعيفالايمان و يا منافق، از شركت در اين ميدان تعلل مىورزيدند.