تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٦
چرا چنين نشود در حالى كه «خداوند هم قادر است و هم حكيم و دانا»؟ «وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ»، با حكمتش راههاى پيروزى را به پيامبرش نشان مىدهد و با قدرتش او را يارى مىكند.
***
نكته:
داستان يار غار
ماجراى مصاحبت «ابوبكر» با پيامبر صلى الله عليه و آله در اين سفر و اشارات سربستهاى كه در آيه فوق، به اين موضوع شده در ميان مفسران شيعه و اهل تسنن بحثهاى مختلفى را برانگيخته است.
بعضى راه افراط را پوئيدهاند و بعضى راه تفريط را.
«فخر رازى» در تفسير خود با تعصب خاصى كوشش كرده كه دوازده فضيلت! براى «ابوبكر» از آيه فوق استنباط كند و براى تكثير عدد، آسمان و ريسمان را به هم بافته، به طورى كه پرداختن به شرح آن شايد مصداق اتلاف وقت باشد.
بعضى ديگر نيز اصرار دارند كه مذمتهاى متعددى از آيه استفاده مىشود.
نخست بايد ديد آيا كلمه «صاحِب» دليل بر فضيلت است؟
ظاهراً چنين نيست؛ زيرا از نظر لغت، «صاحِب» به معنى «همنشين» و «همسفر» به طور مطلق است، اعم از اين كه اين همنشين و همسفر شخص خوبى باشد يا بدى، چنان كه در آيه ٣٧ سوره «كهف» در داستان آن دو نفر كه يكى با ايمان و خداپرست و ديگرى بىايمان و مشرك بود مىخوانيم: قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ:
«رفيقش به او گفت: آيا به خدائى كه تو را از خاك آفريده كافر شدى»؟