تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٥
داشتند، ولى چون نتيجه كارشان بيرون رفتن پيامبر صلى الله عليه و آله از «مكّه» شد اين نسبت به آنها داده شده است.
پس از آن مىگويد: «اين در حالى بود كه او دومين نفر بود» «ثانِيَ اثْنَيْنِ».
اشاره به اين كه جز يك نفر همراه او نبود و اين نهايت تنهائى او را در اين سفر پر خطر نشان مىدهد و همسفر او «ابوبكر» بود.
«به هنگامى كه آن دو نفر به غار (غار ثَوْر) پناه بردند» «إِذْ هُما فِي الْغارِ».
در آن موقع ترس و وحشت، يار و همسفر پيامبر را فرا گرفت و پيامبر او را دلدارى داده، گفت: «غم مخور خدا با ما است» «إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا».
«در اين هنگام خداوند روح آرامش و اطمينان را كه در لحظات حساس و پر خطر بر پيامبرش نازل مىكرد، بر او فرستاد» «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْهِ».
«و او را با لشكرهائى كه نمىتوانستيد آنها را مشاهده كنيد، يارى كرد» «وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها».
اين نيروهاى غيبى ممكن است اشاره به فرشتگانى باشد كه حافظ پيامبر صلى الله عليه و آله در اين سفر پر خوف و خطر بودند، و يا آنها كه در ميدان جنگ «بدر»، «حنين» و مانند آن به يارى او شتافتند.
«و سرانجام برنامه، هدف و مكتب كفار را پائين قرار داد و برنامه و گفتار الهى در بالا قرار گرفت» «وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلى وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا».
اشاره به اين كه توطئههاى آنها در هم شكست، آئين خرافيشان در هم پيچيده شد، نور خدا همه جا آشكار گشت و پيروزى در تمام جهات نصيب پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام شد.