تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥
تشخيص مىدهد، اما هنگامى كه دانسته قدم در جاده گناه و خلافكارى بگذارد فروغ وجدان كمرنگ و كمرنگتر مىشود، و كار به جائى مىرسد كه: زشتى و قبح گناه تدريجاً از ميان مىرود.
هر گاه باز به اين كار ادامه دهد، كم كم اعمال زشت در نظرش زيبا، و زيبا، زشت جلوه مىكند! و اين همان چيزى است كه در آيات فوق و آيات ديگر قرآن به آن اشاره شده.
گاهى «تزيين اعمال زشت» به شيطان نسبت داده شده است، مانند آيه ٦٣ سوره «نحل»: «فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ». «١»
گاهى به صورت فعل مجهول مانند آيه فوق ذكر شده است كه فاعل آن ممكن است وسوسههاى شيطان و يا نفس سركش بوده باشد.
و گاهى به «شركاء» (يعنى بتها) مانند آيه ١٣٧ سوره «انعام».
حتى گاهى به خداوند نسبت داده شده است، مانند آيه ٤ سوره «نمل»: انَّ الَّذِيْنَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ: «كسانى كه ايمان به آخرت ندارند اعمال زشتشان را در نظرشان زيبا جلوه مىدهيم».
بارها گفتهايم: نسبت دادن اين گونه امور به خداوند، به خاطر آن است كه اينها خاصيت عمل خود انسان محسوب مىشود، و خواص همه اشياء به دست خدا است و مسبب الاسباب او است، و نيز گفتهايم: اين گونه نسبتها هيچ گونه مخالفتى با مسأله اختيار و آزادى اراده انسان ندارد.
***