تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣
من ماه محرم را امسال به تأخير انداختم و ماه صفر را به جاى آن انتخاب كردم! «١»
و از «ابن عباس» نقل شده، اول كسى كه اين سنت را برقرار ساخت، «عمرو بن لحى» «٢»
و بعضى گفتهاند: «قلمس» مردى از «بنىكنانه» بود. «٣»
فلسفه اين كار در نظر آنها به عقيده بعضى اين بوده است كه: گاهى تحمل سه ماه حرام پشت سر هم (ذىالقعده، ذىالحجه، و محرّم) مشكل بوده و آن را به پندار خود مايه تضعيف روح جنگجوئى و ركود كار نيروها مىشمردند؛ زيرا عرب در جاهليت علاقه عجيبى به غارتگرى، خونريزى و جنگ داشت، و اصولًا «جنگ و غارت» جزئى از زندگى او را تشكيل مىداد، و تحمل سه ماه آتش بس پى در پى، براى آنها طاقتفرسا بود، لذا كوشش مىكردند، لااقل ماه محرم را از اين سه ماه جدا كنند.
اين احتمال نيز داده شده است كه: گاهى به خاطر افتادن ذىالحجه در تابستان، مسأله حج بر آنها دشوار مىشد و مىدانيم حج و مراسم آن براى عرب جاهلى تنها مسأله عبادت نبود، بلكه اين مراسم بزرگ كه از زمان ابراهيم عليه السلام به ياد مانده بود، كنگره عظيمى محسوب مىشد كه مايه رونق تجارت و اقتصاد آنها بود و فوائد گوناگونى از اين اجتماع نصيب آنها مىشد، لذا جاى ماه «ذىالحجة»