تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
در شرح حال «ابوذر» نيز كراراً و در بسيارى از كتب اين مطلب نقل شده است كه او آيه فوق را در برابر «معاويه» در «شام»، هر صبح و شام مىخواند و با صداى بلند فرياد مىزد: بَشِّرْ أَهْلَ الْكُنُوزِ بِكَىٍّ فِى الْجِباهِ وَ كَىٍّ بِالْجُنُوبِ وَ كَىٍّ بِالظُّهُورِ أَبَداً حَتّى يَتَرَدَّدَ الْحَرُّ فِى أَجْوافِهِمْ: «به گنجاندوزان بشارت ده كه هم پيشانى آنها را با اين اموال داغ مىكنند، هم پهلوها و هم پشتهايشان را تا سوزش گرما، در درون وجود آنها به حركت در آيد»! «١»
و نيز استدلال «ابوذر» در برابر «عثمان» به آيه فوق نشان مىدهد كه او معتقد بوده است: آيه مخصوص مانعان زكات نيست، بلكه غير آنها را نيز شامل مىشود.
از بررسى مجموع احاديث فوق به ضميمه خود آيه، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه: در شرائط عادى و معمولى، يعنى در مواقعى كه جامعه در وضع ناگوار و خطرناكى نيست و مردم از زندگانى عادى بهرهمندند، پرداختن زكات كافى است و باقيمانده كنز محسوب نمىشود (البته بايد توجه داشت كه اصولًا با رعايت موازين و مقررات اسلامى در درآمدها، اموال به صورت فوقالعاده متراكم نمىشود؛ زيرا اسلام آن قدر قيد و شرط براى آن قائل شده است كه تحصيل چنين مالى غالباً غير ممكن است).
و اما در مواقع فوقالعاده و هنگامى كه حفظ مصالح جامعه اسلامى ايجاب