تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٧
عكسالعمل نشان مىدادند: گاهى صورت را در هم مىكشيدند، و زمانى به علامت بىاعتنائى از رو به رو شدن با آنها خوددارى مىكردند و منحرف مىشدند و گاهى به آنان پشت مىنمودند، لذا اين سه نقطه از بدن آنها را با اندوختههاى زر و سيمشان داغ مىكنند!
در پايان اين بحث مناسب است به يك نكته ادبى كه در آيه موجود است، نيز اشاره كنيم و آن اين كه در آيه مىخوانيم: يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها: «يعنى در آن روز آتش به روى سكهها ريخته مىشود تا داغ و سوزان گردند»، در حالى كه معمولًا در اين گونه موارد كلمه «عَلى» به كار برده نمىشود، بلكه فى المثل گفته مىشود:
يُحْمَى الْحَدِيْدُ: «آهن را داغ مىكنند».
اين تغيير عبارت شايد به خاطر اين باشد كه اشاره به سوزندگى فوقالعاده سكهها شود، چون اگر سكهاى را در آتش بيفكنند، آن قدر داغ و سوزان نمىشود، كه اگر آن را به زير آتش كنند و آتش به روى آن بريزند، قرآن نمىگويد سكهها را در آتش مىگذارند، بلكه مىگويد: آنها را در زير آتش قرار مىدهند تا خوب گداخته و سوزان شود. و اين تعبير زنده است كه شدت مجازات اين گونه ثروتاندوزان سنگدل را بازگو مىكند.
***
نكتهها:
١- حدود و معيار «كنز»
در توضيح آيه فوق، ميان مفسران گفتگو است كه: آيا هرگونه گرد آورى ثروت اضافه بر نيازمندىهاى زندگى «كنز» محسوب مىشود، و طبق آيه فوق حرام است؟
يا اين كه اين حكم مربوط به آغاز اسلام و قبل از نزول حكم زكات بوده و