تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
آيا ايجاد تحرك مىكند يا ركود؟
آيا مسئوليتآفرين است يا مايه فرار از زير بار مسئوليتها؟!
و بالاخره آيا مخدر است يا بيداركننده؟
ولى قبل از توضيح و بررسى اين سؤالات، توجه به يك نكته كاملًا ضرورى است و آن اين كه: سازندهترين دستورات و عالىترين مفاهيم، هر گاه به دست افراد ناوارد يا نالايق يا سوءاستفادهچى، بيفتد ممكن است چنان مسخ شود كه درست نتيجهاى بر خلاف هدف اصلى بدهد و در مسيرى بر ضد آن حركت كند و اين نمونههاى بسيار دارد و مسأله «انتظار» به طورى كه خواهيم ديد در رديف همين مسائل است.
به هر حال براى رهائى از هر گونه اشتباه در محاسبه در اين گونه مباحث بايد به اصطلاح، آب را از سرچشمه گرفت تا آلودگىهاى احتمالى نهرها و كانالهاى ميان راه در آن اثر نگذارد.
يعنى ما در بحث «انتظار» مستقيماً به سراغ متون اصلى اسلامى رفته و لحن گوناگون رواياتى را كه روى مسأله انتظار تأكيد مىكند، مورد بررسى قرار مىدهيم تا از هدف اصلى آگاه شويم.
اكنون با دقت به اين چند روايت توجه كنيد:
الف- كسى از امام صادق عليه السلام پرسيد: چه مىگوئيد درباره كسى كه داراى ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حكومت حق را مىكشد و در اين حال از دنيا مىرود؟
امام عليه السلام در پاسخ فرمود: هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ كانَ مَعَ الْقائِمِ فِى فُسْطاطِهِ- ثُمَّ سَكَتَ هُنَيْئَةً- ثُمَّ قالَ هُوَ كَمَنْ كانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ!:
«او همانند كسى است كه با رهبر اين انقلاب در خيمه او (ستاد ارتش او)