تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٦
الرد على ابن خلدون».
و آخرين كسى كه در اين زمينه بحث مشروحى نگاشته، مدير دانشگاه اسلامى «مدينه» است كه در چندين شماره در مجله دانشگاه مزبور بحث كرده است.
باز اضافه مىكند:
عدهاى از بزرگان و دانشمندان اسلام از قديم و جديد نيز در نوشتههاى خود تصريح كردهاند كه: احاديث در زمينه مهدى عليه السلام در سر حدّ تواتر است (و به هيچ وجه قابل انكار نيست) از جمله:
«السّخاوى» در كتاب «فتح المغيث»، «محمّد ابن احمد سفاوينى» در «شرح العقيدة»، «ابوالحسن الابرى» در «مناقب الشافعى»، «ابن تيميه» در كتاب فتاوايش، «سيوطى» در «الحاوى»، «ادريس عراقى» در تأليفى كه در زمينه مهدى دارد، «شوكانى» در كتاب «التوضيح فى تواتر ما جاء فى المنتظر ...»، «محمّد جعفر كنانى» در «نظم التناثر»، «ابوالعباس ابن عبد المؤمن» در «الوهم المكنون» ...
در پايان بحث مىگويد: (تنها) «ابن خلدون» است كه خواسته احاديث مربوط به مهدى را با حديث بىاساس و مجعولى كه مىگويد: لا مَهْدِىَّ الَّا عِيْسى: «مهدى جز عيسى نيست»! «١» مورد ايراد قرار دهد.