تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢
مىپذيرد كه قائم خروج كند و به هنگامى كه او قيام كند، كسى كه خدا را انكار نمايد در تمام جهان باقى نخواهد ماند». «١»
احاديث ديگرى نيز به همين مضمون از پيشوايان اسلام نقل شده است.
گروهى از مفسران نيز اين تفسير را ذيل آيه ذكر كردهاند.
ولى تعجبآور اين است كه: نويسنده «المنار» نه تنها در اينجا تفسير فوق را نپذيرفته، بلكه به تناسب، وارد بحث پيرامون احاديث مهدى عليه السلام شده، و با تعصب خاصى كه در برابر شيعه دارد و به هر بهانهاى از حملات ناجوانمردانه فروگذار نمىكند به كلى احاديث مربوط به «مهدى» عليه السلام را انكار كرده و آنها را متضاد! و غير قابل قبول شمرده است! به گمان اين كه عقيده به وجود مهدى عليه السلام تنها مربوط به شيعه و يا آنها كه به تشيّع تمايل دارند مىباشد!
و از اين گذشته، اعتقاد به وجود مهدى عليه السلام را عاملى براى ركود و عقبماندگى شمرده است.
به همين دليل، ناگزيريم به طور كاملًا فشرده، بحثى در زمينه روايات مربوط به ظهور مهدى عليه السلام و بحثى هم پيرامون آثار اين عقيده در پيشرفت جامعه اسلامى و مبارزه با ظلم و فساد ايراد كنيم، تا روشن شود، هر گاه پاى تعصب به ميان آيد علم و دانش از در ديگر فرار خواهد كرد و مفسر نامبرده با اين كه اطلاعات قابل ملاحظهاى در مسائل اسلامى دارد، اما به خاطر اين نقطه ضعف (تعصب شديد) چگونه بعضى از حقائق روشن را وارونه ديده است!
***