تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١
بىسرانجام يهود و نصارى و يا همه مخالفان اسلام حتى مشركان، كرده است، مىگويد: «اينها مىخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند ولى خداوند ارادهاى جز اين ندارد كه اين نور الهى را همچنان گستردهتر و كاملتر سازد، تا همه جهان را فرا گيرد، و تمام جهانيان از پرتو آن بهره گيرند، هر چند كافران را خوشايند نباشد» «يُريدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ».
در ذيل اين آيه سه نكته قابل توجه است:
١- در اين آيه آئين خدا، قرآن مجيد و تعاليم اسلام به نور و روشنائى تشبيه شده و مىدانيم نور سرچشمه حيات، جنبش، نمو و آبادى در روى زمين و منشأ هر گونه زيبائى است.
اسلام نيز آئينى است تحرك آفرين كه جامعه انسانى را در مسير تكاملها به پيش مىبرد و سرچشمه هر خير و بركت است.
تلاشها و كوششهاى دشمنان را نيز به دميدن و فوت كردن با دهان تشبيه كرده است و چه قدر مضحك است كه انسان نور عظيمى همچون نور آفتاب را بخواهد با پف كردن خاموش كند؟
براى مجسم كردن حقارت تلاشهاى آنها تعبيرى از اين رساتر به نظر نمىرسد و در واقع كوششهاى يك مخلوق ناتوان در برابر اراده بىپايان و قدرت بىانتهاى حق غير از اين نخواهد بود.
٢- مسأله خاموش كردن نور خدا در دو مورد از قرآن آمده: يكى آيه فوق و ديگرى آيه ٨ از سوره «صف» و در هر دو مورد به عنوان انتقاد از تلاشهاى دشمنان اسلام ذكر شده ولى در ميان اين دو آيه مختصر تفاوتى در تعبير ديده مىشود، در آيه محل بحث «يُرِيْدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا» ذكر شده در حالى كه در سوره