تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٠
بپرستند» «وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً».
«معبودى كه هيچ كس جز او شايسته پرستش نيست» «لا إِلهَ إِلَّا هُوَ».
«معبودى كه منزه است از آنچه آنها شريك وى قرار مىدهند» «سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ».
قرآن مجيد در اين آيه، درس بسيار پر ارزشى به همه پيروان خود مىدهد و يكى از عالىترين مفاهيم توحيد را ضمن آن خاطر نشان مىسازد، مىفرمايد:
هيچ مسلمانى حق ندارد اطاعت بىقيد و شرط انسانى را بپذيرد؛ زيرا اين كار مساويست با پرستش او، همه اطاعتها بايد در چهار چوبه اطاعت خدا در آيد و پيروى از دستور يك انسان تا آنجا مجاز است كه با قوانين خدا مخالفت نداشته باشد، اين انسان هر كس و هر مقامى مىخواهد باشد.
زيرا اطاعت بىقيد و شرط، مساوى است با پرستش، و شكلى است از بتپرستى و عبوديت، اما متأسفانه مسلمانان با فاصله گرفتن از اين دستور مهم اسلامى و بر پا ساختن بتهاى انسانى گرفتار تفرقهها، پراكندگىها، استعمارها و استثمارها شدهاند و تا اين بتها شكسته نشود و كنار نرود، نبايد انتظار برطرف شدن نابسامانىها را داشته باشند.
اصولًا اين گونه بتپرستى از بتپرستىهاى زمان جاهليت كه در برابر سنگ و چوب سجده مىكردند، خطرناكتر است؛ زيرا آن بتهاى بىروح پرستش كنندگان خويش را هيچ گاه استعمار نمىكردند.
اما انسانهائى كه به شكل «بت» در مىآيند بر اثر خودكامگى، پيروان خود را به زنجير اسارت مىكشند و گرفتار همه گونه انحطاط و بدبختى مىگردانند.
***
در سومين آيه مورد بحث، تشبيه جالبى براى تلاشهاى مذبوحانه و