تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٦
به صورت يك اقليت سالم مذهبى با مسلمانان زندگى مسالمتآميز داشته باشند.
اسلام را محترم بشمرند و دست به تحريكات بر ضد مسلمانان و تبليغات مخالف اسلام نزنند، و يكى ديگر از نشانههاى تسليم آنها در برابر اين نوع همزيستى مسالمتآميز آن است كه «جِزيَه» را كه يك نوع ماليات سرانه است، بپذيرند و هر ساله مبلغى مختصر، كه حدود و شرايط آن در بحثهاى آينده به خواست خدا مشخص خواهد شد، تحت اين عنوان به حكومت اسلامى بپردازند.
در غير اين صورت، اجازه مبارزه و پيكار با آنها را صادر مىكند، دليل اين شدت عمل را در لابلاى سه جمله در آيه مورد بحث روشن مىسازد:
نخست مىگويد: «با كسانى كه ايمان به خدا و روز قيامت ندارند، پيكار كنيد» «قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الآْخِرِ».
اما چگونه اهل كتاب مانند يهود و نصارى ايمان به خدا و روز رستاخيز ندارند، با اين كه به ظاهر مىبينيم هم خدا را قبول دارند و هم معاد را؟ اين به خاطر آن است كه ايمان آنان آميخته به خرافات و مطالب بىاساس است.
اما در مورد ايمان به مبدأ و حقيقت توحيد:
اوّلًا- گروهى از يهود- همان طور كه در آيات بعد خواهد آمد- «عُزَيز» را فرزند خدا مىدانستند، و مسيحيان عموماً، ايمان به الوهيت مسيح و تثليث (خدايان سهگانه) دارند.
ثانياً- همان گونه كه در آيات آينده نيز اشاره شده آنها گرفتار شرك در عبادت بودند، و عملًا دانشمندان و پيشوايان مذهبى خود را مىپرستيدند، بخشش گناه را كه مخصوص خدا است از آنها مىخواستند، و احكام الهى را كه آنان تحريف كرده بودند به رسميت مىشناختند.