تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣
«نَجَس» (بر وزن هوس) معنى مصدرى دارد، و به عنوان تأكيد و مبالغه به معنى وصفى نيز به كار مىرود.
«راغب» در كتاب «مفردات» درباره معنى اين كلمه مىگويد: «نَجاسَت» و «نَجَس» به معنى هر گونه پليدى است و آن بر دو گونه است: يك نوع پليدى حسّى، و ديگرى پليدى باطنى است.
و «طبرسى» در «مجمع البيان» مىگويد: به هر چيزى كه طبع انسان از آن متنفر است «نَجَس» گفته مىشود.
به همين دليل، اين واژه در موارد زيادى به كار مىرود كه مفهوم آن يعنى نجاست و آلودگى ظاهرى هم وجود ندارد، مثلًا:
دردهائى را كه دير درمان مىپذيرد، عرب «نَجَس» مىگويد.
اشخاص پست و شرور با اين كلمه توصيف مىشوند.
پيرى و فرسودگى بدن را نيز «نَجَس» مىنامند.
از اينجا روشن مىشود: با توجه به آيه فوق به تنهائى نمىتوان قضاوت كرد كه اطلاق كلمه «نَجَس» بر مشركان به اين خاطر است كه جسم آنها آلوده است، همانند آلوده بودن خون، بول و شراب.
و يا به خاطر اين كه عقيده بتپرستى يك نوع آلودگى درونى دارد.
و به اين ترتيب، براى اثبات نجاست كفار به اين آيه نمىتوان استدلال كرد، بلكه بايد دلائل ديگرى را جستجو كنيم.
سپس در پاسخ افراد كوتهبينى كه اظهار مىداشتند: اگر پاى مشركان از مسجدالحرام قطع شود، كسب و كار و تجارت ما از رونق مىافتد، و فقير و بيچاره خواهيم شد، مىفرمايد: «و اگر از فقر و احتياج مىترسيد، به زودى خداوند اگر بخواهد از فضلش شما را بىنياز مىسازد» «وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ