تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٥
مسجدالحرام را همانند كار كسى قرار داديد كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد و در راه خدا جهاد كرده است؟ اين دو هيچ گاه در نزد خدا يكسان نيستند و خداوند جمعيت ستمكار را هدايت نمىكند» «أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآْخِرِ وَ جاهَدَ في سَبيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ».
«سِقايَة» هم مصدر است به معنى آب دادن و هم به معنى «وسيله» و پيمانهاى است كه با آن آب مىدهند (همان گونه كه در آيه ٧٠ سوره «يوسف» آمده است) و هم به معنى ظرف بزرگ يا حوضى است كه آب در آن مىريزند، در مسجدالحرام در ميان چشمه زمزم و خانه كعبه محلى وجود دارد كه به نام «سقاية العباس» معروف است، گويا در آنجا ظرف بزرگى مىگذاردند كه حاجيان از آن آب بر مىداشتند.
از تواريخ چنين بر مىآيد كه قبل از اسلام منصب «سقاية الحاج» در رديف منصب كليددارى خانه كعبه، و از مهمترين مناصب محسوب مىشده.
ضرورت و نياز شديد حجاج در ايام حج به آب آن هم در آن سرزمين خشك، سوزان و كم آب كه غالب ايام سال هوا گرم است به اين موضوع (سقايت حاج) اهميت خاصى مىداد، و كسى كه سرپرست اين مقام بود، طبعاً از موقعيت ويژهاى برخوردار مىشد؛ چرا كه خدمت او به حجاج يك خدمت حياتى به شمار مىرفت.
هم چنين «كليددارى» و عمران و آبادى مسجدالحرام كه مقدسترين و بزرگترين كانون مذهبى، حتى در زمان جاهليت محسوب مىشد، احترام فوقالعادهاى براى شخص يا اشخاصى كه متصدى آن بودند، بر مىانگيخت.
با همه اينها، قرآن مجيد مىگويد: ايمان به خدا و جهاد در راه او از تمام اين