تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧
ديگرى «العُزّى» و به ديگرى «مَنات» مىگفتند كه به ترتيب از «اللَّه»، «العزيز» و «المَنّان» مشتق شده است.
يا همچون مسيحيان كه نام خدا را بر عيسى و روح القدس مىگذاشتند.
و يا اين كه صفات او را آن چنان تحريف كنند كه به «تشبيه» به مخلوقات يا «تعطيل» صفات و مانند آن بيانجامد.
و يا تنها به «اسم» قناعت كنند بدون اين كه اين صفات را در خود و جامعه خويش بارور سازند.
***
در آخرين آيه به دو قسمت كه اساسىترين صفات گروه بهشتيان است اشاره مىكند، مىفرمايد: «از كسانى كه آفريديم، امت و گروهى هستند كه مردم را به حق هدايت مىكنند و به حق حكم مىكنند» «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ».
در واقع آنها دو برنامه ممتاز دارند، فكرشان و هدفشان و دعوتشان و فرهنگشان حق و به سوى حق است، و نيز عملشان و برنامههايشان و حكومتشان بر اساس حق و حقيقت مىباشد.
***
نكتهها:
١- اسماء حسنى چيست؟
در كتب حديث و تفسير اعم از منابع شيعه و اهل تسنن بحثهاى مشروحى پيرامون «اسماء حسنى» ديده مىشود كه فشردهاى از آن را به اضافه نظر خود در اينجا مىآوريم:
شك نيست كه «اسماء حسنى» به معنى «نامهاى نيك» است و مىدانيم كه